خواب به چشمام نمی‌یاد

ساعت دوازده شب است. خسته‌وکوفته از پشت سر گذاشتن یک روز طولانی روی مبل لم داده‌اید اما حوصله‌ی خوابیدن ندارید.…

11 سال ago

تاریخچه‌ی «عشق» کتاب‌خوانی

سال آخر دانشگاه کلاسی برداشتم درباره‌ی جین آستین، کلاسی فوق‌العاده و باید بگویم با حال‌وهوایی عجیب. تقریباً همه‌ی دانشجوها زن…

11 سال ago

هست شب، یک شب دم‌کرده…

جلو در گالری ای. جی. با پرده‌ی ضخیم سیاه‌رنگی پوشانده شده؛ برای جلوگیری از ورود کوچک‌ترین روشنایی به فضای داخلی.…

11 سال ago

صبح‌های لعنتی

همیشه باید یک راهرو را تا ته رفت. راهرو آخر، رفتنِ آخر، دیدنِ آخر. بعد شل شدن پاهاست و به…

11 سال ago