حضور آدمها در عکسهای عباس کوثری همیشه مشهود است. آدمهایی سرگردان، خیره، مات و مبهوت؛ آدمهایی از جنس روزمره. دوربین عباس کوثری هیچگاه به روزمرهگی آنها آسیبی نمیزند. آنکه تماشا میکند، به تماشا ادامه میدهد، آنکه چشمهایش را بسته، چشمبسته میماند و آنکه حرف نمیزند، خاموش میماند. انگار این خصلتها بعد از عکسها هم ادامه مییابند تا ابد. اینگونه است که در چشم کوثری همیشه آنکه تماشا میکند بر آنچه تماشا میشود میچربد.
«خیره به تاخت» مجموعهی ۱۲ عکس دیدهنشده است از عباس کوثری.
[layerslider id=”24″]
«با اين همه پريشاني معلوم نيست که جمعيت دلهاي رميده چگونه حاصل تواند شد، مگر…
در همهي اين سالها گفتن و شنيدن و نوشتن از سهراب شهيدثالث و سينمايش يکي…
جنگ مردها را بیشتر میکشد، اما ترکشها سهم زنان میشود. مثل همین جنگ چهلروزه که…
پردهی اول: رُستن در وطن پژمان را برخلاف خیلیها هرگز از نزدیکِ نزدیک ندیدم. اما…
[این مطلب در بیستوچهارمین مسابقهی مطبوعاتی سالانهی انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر جایزهی رتبهی…
در چهار اثر داستانیاش همواره از تکرار گريخته است؛ عطيه عطارزاده در راهنمای مردن با…