اجرای هفتساعتهی برادران کارامازوف در وضعیت کنونی ایران فقط اقتباسی ساده از رمان داستایفسکی نیست؛ حاصل هشت سال زیستِ جمعی، تمرینِ ممتد و پافشاری بر «باهمماندن» در دل وقفهها و بحرانهایی است که پیش و پس از جنبش «زن، زندگی، آزادی»، امکانِ گردهمآمدن را به امری ناپایدار، پرهزینه و سیاسی…
ادامهرفتهایم خانهی حسین علیزاده تا به مناسبت انتشار مجموعهی دستگاههای موسیقی ایران یا به عبارتی ردیفِ حسین علیزاده پای صحبتهایش بنشینیم. علیزاده سحرخیز است. این چند گفتوگویی که با علیزاده داشتهام همیشه صبحها بوده و این یکی هم. خانهای مرتب و پر از گلدان. در میان وسایلی که جلو درِ…
ادامهچند دقیقهای مانده به پایان این سالِ خون و موشک. سفرهی هفتسین کوچکی برپا کردهایم. باران گرفته است؛ از آنها که چند سالی میشود که در تهران نباریده. انگار که نخهای نامرئی از آسمان به زمین بستهاند. به چشم شهروندِ روزهای خشکْ باران زیباییست. برای تماشا میروم کنار پنجره. لحظهی…
ادامهلاک، جنبندهی زمین تازهترین رمان پیمان اسماعیلی است؛ رمانی شاید در ادامهی منظومهی فکری رماننویسی که از خیلی وقت پیش معلوم بود فیلی هوا خواهد کرد، از همان نگهبان و از همان داستانهای کوتاه برف و سمفونی ابری بر خوانندهاش مسلم بود که این نویسنده میخ داستانهایش را یک جای…
ادامه