بی‌حسی موضعی

سه‌شنبه یکم آبان ۱۴۰۳«من غریبه هستم.» غریبه‌ای که خنده‌هایش لهجه ندارد اما گریه‌هایش گاهی به رنگ صدای «ام‌کلثوم» است و گاهی «شجریان». همان‌قدر که عود را شناخته از تار ایرانی سر درمی‌آورد و همان‌قدر آکاردئون سوری را شنیده. لباس‌هایش رنگارنگ مثل «ثوب» فلسطینی است.…

ادامه

تونل تاریک

غم جمعی» پدیده‌ای است که دهه‌هاست ذهن و جانِ روان‌کاوانِ فردی و…

باب نهم؛ در خدمت و خیانتِ مدرنیته

در عرف ادب و هنر ایران چنین رسم است که وقتی نام یا نام‌خانوادگی فردی پسوند هنرش می‌شود و این پسوند دیگر مِلکی نیست و سبک‌وسیاقی را تداعی می‌کند، باید آن فرد را جریان‌ساز و «مؤلف» دانست. برای مثال وقتی از «شعر نیما»، «سینمای کیارستمی» یا «داستان ساعدی» سخن می‌گوییم،…

ادامه

گذر از رؤیا

در وصف شاعر چه می‌توان گفت؟ پرتره‌ی شاعر را چگونه می‌توان در تصویری یک‌‌ساعت‌ونیمه ترسیم کرد؟ شاعری گریزپا که در سال ۱۳۴۸ از روی طول می‌جهد. شاعر حجم. شاعری که با تصویرسازی از اشیاء میانه‌ای ندارد؛ بلکه مقصودش «منظری از علت غایی آن‌ها» است. شاعری که اهل گفتن نیست. دریافتش…

ادامه

رؤیای سرودنخوان‌ها

چند دقیقه‌ای مانده به پایان این سالِ خون و موشک. سفره‌ی هفت‌سین کوچکی بر‌پا کرده‌ایم. باران گرفته است؛ از آنها که چند سالی می‌شود که در تهران نباریده. انگار که نخ‌های نامرئی از آسمان به زمین بسته‌اند. به چشم شهروندِ روز‌های خشکْ باران زیبایی‌ست. برای تماشا می‌روم کنار پنجره. لحظه‌ی…

ادامه

امکان شکننده‌ی باهم بودن

اجرای هفت‌ساعته‌ی برادران کارامازوف در وضعیت کنونی ایران فقط اقتباسی ساده از رمان داستایفسکی نیست؛ حاصل هشت سال زیستِ جمعی، تمرینِ ممتد…

تئاتر بی‌آکسسوار

(این مطلب در بیستمین جشن سالیانه‌ی انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران تئاتر جایزه‌ی رتبه‌ی اول بخش ترجمه را دریافت کرد.) اندی اسمیت،…

رخت‌چرک‌هایم برای خودم

(این مطلب در بیستمین جشن سالیانه‌ی انجمن منتقدان، نویسندگان و پژوهشگران خانه‌ی تئاتر برنده‌ی رتبه‌ی نخست بخش گفت‌وگو شد.) عادتم است، در…

ردیف خشم و امید

رفته‌ایم خانه‌ی حسین علیزاده تا به مناسبت انتشار مجموعه‌ی دستگاه‌های موسیقی ایران یا به عبارتی ردیفِ حسین علیزاده پای صحبت‌هایش بنشینیم. علیزاده سحرخیز است. این چند گفت‌وگویی که با علیزاده داشته‌ام همیشه صبح‌‌ها بوده و این یکی هم. خانه‌ای مرتب و پر از گلدان. در میان وسایلی که جلو درِ خانه قرار گرفته یک عصا هم هست. یادم می‌آید که…

/

بازگشت مدام به وطن

پرده‌ی اول: رُستن در وطن پژمان را برخلاف خیلی‌ها هرگز از نزدیکِ نزدیک ندیدم. اما از دور و آن هنگام که قامتش در آینه‌ی آثارش بازتابیده بود، فراوان، خاصه‌ که چندین بار آثار مهمش را خوانده‌ام چند بار هم درباره‌ی جنبه‌های مختلف کارش نوشته‌ام. این‌سو و آن‌سو هم شاگردانش یا…

نوری زیر آوار

روز‌های پایانی دی‌ماه ۱۳۹۸. اعلام می‌شود که ارکستر سمفونیک تهران به رهبری…

چه کسی بود صدا زد آرش و چرا

چرا و چگونه‌اش قصه‌ای دراز دارد اما نا‌گهان آرش، آن آرش کمانگیر، شد محبوب دل مدیران موسوم به فرهنگی که قرار است برای جامعه تصویر و روایت‌های معقول و مناسب تولید کنند. میانِ میدان ونک را اختصاص دادند به این قهرمان دیروز و هنوز ایرانی‌ها و یک مجسمه‌‌ی برنزی گذاشتند وسط. از طرفی مجسمه‌ای از آرش را هم در شهر…

/

نیاز به ثبت روزمرگی

نقاشی واقع‌گرا در ایران درست سال‌هایی شکل می‌گیرد که در اروپا مدرنیست‌ها با سرعت هرچه تمام‌تر از آن دور می‌شدند. این نقطه‌ضعفی برای هنرمند ایرانی محسوب نمی‌شود، بلکه نشان آن است که «کمال‌الملک» در مقام سردمدار این جریان موفق شده که، به جای پریدن کورکورانه روی امواج جاری هنر دنیای…

پای راسکولنیکف در میان است

جنگ روسیه و اوکراین مدت‌هاست از میدان نبرد و حمله‌های پهپادی فراتر رفته و به زبان، کتابخانه‌ها و میراث ادبی مشترک دو کشور رسیده است. از فوریه‌ی ۲۰۲۲ به این‌سو استفاده از زبان روسی یا کنار گذاشتن آن به یکی از بحث‌های داغ جامعه‌ی اوکراین تبدیل شده و این بحث…

ادامه

باب نهم؛ در خدمت و خیانتِ مدرنیته

در عرف ادب و هنر ایران چنین رسم است که وقتی نام یا نام‌خانوادگی فردی پسوند هنرش می‌شود و این پسوند دیگر مِلکی نیست و سبک‌وسیاقی را تداعی می‌کند، باید آن فرد را جریان‌ساز و «مؤلف» دانست. برای مثال وقتی از «شعر نیما»، «سینمای کیارستمی» یا «داستان ساعدی» سخن می‌گوییم،…

ادامه

شخصیت

هیچ‌کس دوست ندارد شبیه آدم دیگری باشد. هیچ‌کس دوست ندارد به این راحتی‌ها لو برود. همه‌ی ما ترجیح می‌دهیم خودمان باشیم. و این خود خودی باشد یکه، یگانه. شبیه بودن بی‌شخصیتی است. کسر شأن ‌است. قابل پیش‌بینی یا دم‌دستی بودن هنر نیست. نباید هر بی‌سروپایی بتواند تحلیلمان کند. کمی پیچیدگی…

ادامه
0 0تومان