راینر ورنر فاسبیندر در اواخر دههی شصت میلادی، در بیستودوسالگی، کارش را در تئاتر آغاز کرد. بازی کرد، کارگردانی کرد، (آزادانه) کلاسیکهای بوشنر، گوته، سوفوکل، گولدونی و دیگران را اقتباس کرد، چندتایی نمایشنامه نوشت و چند سالی در نقش رهبر دستهای اجراگر (پرفورمر) ظاهر شد که ابتدا پرشور و بعدتر…
ادامهاحتمالاً در آخر پاییز ۱۳۸۱ بار ترافیکی شهر تهران کمتر بوده و حوصلهی جماعت مردم کمی بیشتر. مشغله و گرفتاریها هم مقدارش نباید به اندازهی این روزها بوده باشد، اما باز انگار گرفتوگیری بوده که نمیشده رودررو نشست و گفت و شنید که کار به نوشتن نامهای از طرف من…
ادامهدر سمت راست جادهی کراکوف به نواهوتا، حدود نیمکیلومتر بعد از اولین بلوکهای ساختمانیِ شهر جدید، پارکی وجود دارد. من در یکی از روزهای مهآلود دسامبر، پس از بارش نخستین برف آنجا بودم. پارک خالی بود، البته اگر کسی بتواند آن محوطهی بیحصار، بزرگ و مسطح، با چند نیمکت در…
ادامهبرای شام که همراه با خانوادهاش از سوریه گریخته، تصویر دمشق پیش از جنگ حالا مبهم و محو است، ذهن او پر است از تصویرهایی که در مسیر مهاجرت از عمان و اردن دیده است. «من دکترای داروسازی دارم، همراه همسرم زندگی زیبایی داشتیم، یک خانهی خوب و رفاه نسبی،…
ادامه